عروسی

تازه این که منو داوود فردا عروسی دعوت هستیم هورا. رفتیم و بلور خریدیم . تازه قرار است ناهار نخوریم . تا شکممان حسابی خالی باشد . این روز ها مد شده تو عروسی مثل صلف دانشگاه غذا میدهند . بشقابت را جلوی گارسن میگیری و غذا را برایت می کشد بعد هم نوبت پشت سری می رسد . ما قرار گذاشتیم که ٣ بار توی صف باستیم و غذا بگیریم و بخوریم . داوود : تو این بازار خرابی باید این ٢٠ هزار تومن کادو رو جبران کنیم . من : اگه اشپزه بفهمه بگه شما یه بار خوردین چی ؟ داوود : مادر خواهرشو [..] مگه ارث باباشه ؟ بعد قرار است از آن نوشیدنی ها هم بخوریم خوشمزه. البته اگر جایی در شکممان پیدا بشود . چون صاحبان عروسی انگاری یه کم اهل نماز روزه هستند ما تصمیم گرفتیم خودمان بعد شام جیم شویم و برویم نوشیدنی بخوریم . خلاصه جای شما خالی عینک

/ 4 نظر / 6 بازدید
عطیه

سلام! موفق باشید......... [نیشخند]

دوست شهپ....

اولا سلف درسته نه صلف بی سواد... ثانیا عروسی کیه....؟ ثالثا منم میام.....خواهش میکنم منم می خوام .اگه منو نبری الهی کوفتت بشه.

ریحانه

وای وای. ما از اون نوشیدنی ها نمیخوریم . تازه یادم باشه قرار شد دوباره عروس بشم دعوتتون نکنم. آبرو مون رو میبرید! :)