مه <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

بندری مه آلود  

قایق های چوبی ، دریایی آرام

به یادآر

مرگ موج های کوچک و نرم

که به پاهای تو می رسیدند  

 

یک کافه کنار بندر

بوی تند قهوه- سیگار

و مداد من که گم شده بود

و روزنه که تلاش یک نور گم شده

برای  تراویدن

گم بود

 

به یاد آر

یک دنیای مه آلوده و

یک دنیا

فکر های مه آلوده

و چشم های  تو که تا پشت نی زار می رفت

 

سر کشیدن قهوه

و نگاهی که تا جلوی پایت میمیرد

و صدایی که هنوز

قدرت انگیزه برایش

دلیلی ندارد

 

به یاد بیاور

از عشق نمی گفتم

و تو

رفته بودی  

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید