به فرموده : خالی بندی ممنوع

پنجشنبه یکی از رفقای داوود که از خودش خبیث تر است پیشمان بود داشت مطابق معمول  خالی میبست که : من 18 لیوان عرق  سگی خوردم و عین خیالم نبود .تعجب            من : مرد حسابی آدم اگه 8 لیوان آب معدنی هم بخوره بالا میاره . داوود ادامه میدهد : البته آدم نه این ساکت. خلاصه این آقای غیر آدم در ادامه خالی بندی هایخودش موضوع را کشاند به بحث مورد علاقه من و داوود یعنی ماهیگیری . که : ما رفتیم یک استخری که پرورش ماهی بود و پر از ماهی فیتیفاک و آمور یک متری و 2 متری و ما هم خیلی گرفتیم . در کل من و داوود را هم خر کرد و فردا صبحش لانس ها را برداشتیم و رفتیم به جایی مورد نظر . البته بعد 5 ساعت انتظار کشیدن و تمام کردن یک پاکت سیگار کنت 4 هزار تومانی توسط داوود یک عدد بچه کپور لجنی گرفتیم کلافه. موقع آمدن از درب خروجی هم صاحب استخر به طرفمان آمد و گفت قابل ندارد : میشود 3 هزار تومان . داوود هم ماهی را به صاحب استخر پرورش ماهی با احترام تقدیم کردو گفت که اصلا ما نمیدانیم این ماهی چیست و در عمرمان ماهی نخوردیم و نمیخوریم .

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حورا

ترکش بدین این داوودو از دست میره آخرش![خنثی]

مريم آباي

خدا داوود وواست نگهداره دودستی! من از ماهیگیری بدم میاد البته به نظرت احترام میذارم ولی خیلی حوصله سر بره!

para$2!

سااام داااش هووومننن .... ببین من روانی این اسمتم ...فقط بگو با چ اسمی لینکت کنم خدایی [بغل] نقاش و شاعر رو خوووب اومدی .... منم یه سری ترانه میگفتم ک الآن چشمه هاشون خشکیده [دلشکسته] نقاشیم ک ب علت شروع کلاسای یونی بی پدرو مادر [عصبانی] چندیست از رفت ب کلاساش معذوریم [گریه][گریه][گریه][گریه]

para$2!

خب ...اونا یه نمه حرف بود محض آشنایی اولیه [نیشخند] چنتا پستتو خوندم ...بابا این دااااش داووتی شووما هم وا3 خودش خیلیه هااااا [گاوچران] با این رفیق خالی بندشم حاااال کردم ...... طفلک تو رویا بوده ...18 تااا ؟ فففکرشم آدمو منقلب میکنه جووون شوووما نباشه جوون رفیق خالی بند داووتی [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] نوش جوونش .. ما ک بخیل نیستیم .... فقط من موندم تا صبح باید تو دستشویی همون مستراح خودمون [نیشخند] میخوابیده ... [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

para$2!

مننغغغلب ... [نیشخند]

para$2!

ااااای بابا ...این پرژن بلاگم ک روح مارو شاااد کرد [کلافه][عصبانی][نیشخند]

مش مریم

بعد این زاویه ی عکست منو کشته.. از زیر..[زبان] چه قالی رنگارنگی.. به به..

صدای راهنما

به جای سیگار به داوود میگفتی بره تن ماهی بخره دو تایی بخورین خیلی هم خوشمزه تر از این ماهی های تازه و ارزونه ... راستی به داوود بگو عکسش قشنگه[نیشخند]

زهرا

خیلیییییییییییییییییی باحال گفتی خوشم اومد.کلا ماهی دوست ندارم