به فرموده : سوتی میدهیم

امروز صبح در کنار ابوی محترم در ماشین نشسته بودیم که یک نفر ناشناس به گوشی ما زنگ زد . ما هم که جواب دادیم دیدیم حضرت محترم یار استقلب . حالا ما هرچه خواستیم رسمی و اداری جواب دهیم که نشد . خلاصه با بله چشم گفتن و چاکریم مخلصیم کردن احتمالا دهان دختره بیچاره از فرط تعجب پشت تلفن باز مانده بود که این یاروو انگار داره با بقال سر محل حرف میزنه ؟؟ داوود میگوید : باید گوشی رو قطع میکردی مشغول تلفن. من : آخه ناراحت میشد . داوود : خب میگفتی خانوم مزاحم نشید بابام کنارم نشسته دروغگو. من هم در افکارم ناراحت بودم و روم نمیشد دوباره زنگ بزنم .و بگم چی شده . آش نخورده و دهن سوخته . داوود : آش . ؟؟ من هوس آش کردم . بیا بریم آش بخوریم . بعد نیم ساعت مرا راضی  کرد که ١٠ کیلومتر با موتور برویم تا یه جایی پیدا کرد که آش میداد . یک ظرف یه بار مصرف که به اندازه غذای گنجشک آش توش بود را در پاچه ما کرد ٢٠٠٠ تومان . همه اش هم مزه سبزی می داد و برنج . داوود : به این یارو بگو یه کم پیاز بیاره بخوریم . واااااااااااااای پیاز با آش ؟؟؟؟ این را دیگر نشنیده بودم . خلاصه داوود آش را با پیاز خورد . سبز

/ 6 نظر / 10 بازدید
علی

چه موقعیت دلخراشی داشتی[خنده]. میشد که حداقل یه مسیج براشون بفرستی در دم و موضوع رو به عرض اون بنده ی خدا هم برسونی. ضمنا قدر همون آش رو بدون که اینجا همونشم پیدا نمیشه. اگرچه خیلی چیزای دیگه هست که اینجا پیدا میشه و اونجا نمیشه. [لبخند] موفق باشی

سحر

سلام... قربان ابوی عزیزتان بروم که شما را ضایع نمودند... دهنتان هم همچین نسوخته است کمی توضیح می خواهد که اگر برنیایی داوود بر خواهد آمد... این داوودم شبیه منه ها. هر چی می گی می خواد. منم آش می خوام. البته آش مامان خودم. فقط آشاش خوشمزست[نیشخند] ولی اولین باری بود که می شنیدم یه بشر(البته اگه باشه ) با پیاز آش بخوره[سبز]

مريم آباي

سلام ممنون از اينكه سريدي از اين به بعد يار وتوجيه كن كه وقتي قطع كردي روش تلفنو ناراحت نشه!بش بگو بايد عادت كنه! آش با پيازم جالبه يه بار بايد امتحان كنم!

آیدا

الهی بمیرم برات هانی مرغه از قفس پرید ؟!!!

فندق70 کیلویی

[نیشخند]پست قبل رو خوندی و پیدا شدی یا نه ؟ من وقتی در کنار ددی بودم یار زنگ میزد یمگفتم اشتباهه. خودش میفهمید دیگه ! [نیشخند]

پدرام

که اینطور؟ پس به سلامتی باجناق شدیم و رفت.