به فرموده : با فرمان من...... آتش

صبح جمعه در خواب ناز بودیم و خوابهای زیبا میدیدیم که حضرت یار امده و یک لباس قرمز بلند بر تن دارد و دست ما را میگیرد که بیا سالسا برقصیمقلب . ما هم انگار بلد بودیم . همچین که قدم اول را برداشتیم یک چیزی به لرزه در آمد . هی میلرزید مثل زلزله بود انگاری . لعنت به ای مبایل سونی اریکسون که ویبره اش 8 ریشتر است . داوود بود . ما را سر صبح کشاند بیرون که برویم شکار . بعد کلی از بین تیف ها و خاشاک گذشتن بالاخره یک موجود زنده برای شکار پیدا شد که در برد تفنگ های بادی ما یاشد . یک گنجشک بخت برگشته روی یک شاخه نشسته بود و به ما نگاه میکرد و از سرما خودش را پف کرده بود . اول من زدم . نخورد . داوود کلی خندید و گفت حالا نیگا کنقهقهه .8 تا تیر زد . نخورد نیشخند. گنجشک انگار ما را ندیده بود . دست اخر داوود یک کلوخی پیدا کرد و به سمتش حواله داد که فرار کرد . ما هم رفتیم واویشکا خوردیم زبان. تمام

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وروجک

عجب گنجیشک یولی بوده گنجیشکای ما ما رو از دور میبینن در میرن

امین کلاهی

baz shero vere jadid sobhe jome rasti to key gitar mizadi ke ma khabar nadarim hooman khali band ey motafaker ye zang bezan khoshhal misham 09372177265

امین کلاهی

nazaram kolan ey bad nist rasti lengato jam kon on che zhestie ablah to motafakerane ba ye nakh sigarzhest begir khoob zang bezan dige hatman bayad ghati konam 09372177265

امین کلاهی

09372172765

امین کلاهی

راستی این داوود کیه؟

امین کلاهی

راستی این داوود کیه؟

امین کلاهی

سلام برادر: تو نمی خوای یک سر به نظرات مردم در باره شعرو ورات بزنی. دوستاره تو امین

مش مریم

[خنده]واااااااااااااااااااااااااا

عطیه

گوزن گیر نیوردین رفتین سر گنجیشک بدبخت...[افسوس]