به فرموده : عید آمد و ما لختیم ...

امروز عصر باران شدیدی می بارید من و داوود رفته بودیم که حقوقمان را بگیریمگاوچرانو دم عیدی جیبمان پر باشد . قبلش با داوود رفتیم لباس فروشی و داوود یک کت اسپرت چرم انتخاب کرد 58 هزار تومان و به فروشنده سپرد که برایش تا شب نگه دارد . اما از حقوق تا 27 ام خبری نیست ناراحت. داوود زیر لب مدام این شعر را زمزمه می کرد :

عید آمد و ما لختیم   رفتیم به بابا گفتیم    

  بابا گفت پول ندارم       عوضش......{سانسور }  ...... ابله

و در راه مغز مرا خورد

 

از ادامه ماموریت بگویم که هیچ پیشرفتی حاصل نشددل شکسته و راه کارهای داوود هم که گفته بود برو یکی را اجیر کن تا اذیتش کند و بعد تو برو یارو را بزن هم بی فایده به نظر می رسد . فیلم هندی است مگر آخ. امروز هم کلاس ها تمام شد و ماند تا بعد عید . پس به فرموده عید آمد و ما لختیم

/ 10 نظر / 63 بازدید
ali

آقا اگه قضیه خیلی جدیه، ما از اینجا براتون دست به دعا بشیم. [لبخند]

عابیو

دوستان توجه داشته باشین که دیروز گارفیلد به من ابراز علاقه کرد ، هومن جان باش تا صبح امیدت بدمد

صدای راهنما

اینطوری می خواسته توجه هومن خان رو جلب کنه از روش برانگیختن حسادت رقیب استفاده کرده خیلی شما به خودت نگیر عابیو [زبان][چشمک][نیشخند]

دوست شهپ...

سلام بی معرفت

دوست شهپ...

سلام بی معرفت

عطیه

به فرموده : هر کسی طاووس خواهد جور هندوستان کشد . . .[چشمک]

مش مریم

http://soortmeh1.blogfa.com/[لبخند]آدرس جدیدم.فیلتر شدم بهمن

عابیو

جناب صدای راهنما ، کلا بی خیال موضوع شو دوست من ، دخترهای نام برده دقت کن دخترهای نام برده ، با هم دوستن من پیشی رو می خوام هومن دختر لاغر موبور چشم آبی و فلان و بهمان رو.