به فرموده : پیراشکی میخوریم

این چند روز تعطیلی را من و داوود خواستیم برویم جایی . اما نه از کلاب دنس خبری بود نه سالن تیاتر و یا حتی سینمایی . نه انجمن هنری بود و نه کنسرت موسیقی . . پس ما هم رفتیم و چرخی در شهر زدیم و کاپشن ها را نگاه کردیم . که داوود یک هو گفت وای من دستو پام شل شدنگران . من که داشتم هم چنان را راهم ادامه میدادم برگشتم دیدم داوود جلوی یک مغازه خوار بار فروشی قفل کرده خنثی. من : چی میخوای چرا چشاتو باریک کردی .  داوود : من ازین پیراشکی ها میخوام .  من :  اینا کهنن به درد نمیخورن . مریض میشیم . داوود : نه من اینا رو دوس دارم . منو به یاده یه چیزی میندازن . من رفتم و به فروشنده گفتم که یکی رو لای کاغذ بپیچه . داوود تقریبا داد زد : نهههههههههههههه  . ازونا نمی خوام . ازونا میخوام که لاش ترشحات داره . من رو به داوود : چیچی داره . پیرمرد فروشنده پخی زد زیر خنده . در راه من تند تند را میرفتم و داوود هم پشت سرم با ولع در حال لمباندن بود . . داوود با دهن پر : تازه به نظرم اگه این پیراشکی ها رو لایه .... بپیچن فروششون بالا تر هم میره . تا داوود حال همه مان را به هم نزده . به فرموده : پیراشکی میخوریم

 

پی نوشت : این واژه ای که بعد پیراشکی آمده  در وبلاگ یکی از دوستان آمده بود . نکند فکر کنید داوود سرقت ادبی کرده ها نه .

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مش مریم

واااااااااایییییی این ترشحات پیراشکی تیکه کلامه منه[خنده] کیراشکی[قهقهه] و ترشحات لاش. به محض این که گفت یاد یه چیزی افتادم فهمیدم میخواد بگه ترشحات چون تیکه ی خودمه

عابیو

چه جور 10+13 رو ننوشتم هومن!

عابیو

یه چیز دیگه , اون چیه دستته؟ بابات می دونه؟

ش

سلام. پیراشکی خوردن تون که تموم شد لطفا یه سر بیا "صفحه ی اول." با داستانی از امیر ریاحی به روزیم.

rahgozar

سلام بر شما !!! چه ماجراهایی دارید ... چه زندگی هیجان انگیز و شادی ... خوشا به سعادتتان ... بنده که در حال حاضر از هرگونه پیراشکی محرومم ... البته درست نمی دانم ، شاید این بلاد کفر ، پیراشکی هم داشته باشد ... اپم ... خوشحال می شوم شاهد حضورتان باشم ... در پناه حق ...

میس الی

ما کلا هیچ وقت با پیراشکی حال نکرده ایم(بهله خودم میدونم پیراشکی برای حال کردن نیست اما کلا دوستش نداشته ایم) این عدم علاقه به پیراشکی شاید به این دلیل بوده که ما را هم یاده چیزی می انداخته حتی...خعلی از پیراشکی متنفرم...خعلی [سبز]

یه نفر

اینطور که مشخصه شما همه کاره هستید!

شهلا

از آنجا که تاریخ تولد وبلاگتان به حکومت زندیه میرسد! پیشنهاد میکنم قدم رنجه فرموده و در نظرسنجی خوابگرد ( کتاب محبوب من) شرکت نمایید ( البته جسارتا ها!)