به فرموده : دعوا میکنیم

سر ظهر روز جمعه داوود زنگ زد که : بیا جلو شهرداری زود . ما هم رفتیم دیدیم داودد و بچه ها با چند تن از ارازل و اوباش و معتادین بنام و محترم شهر گلاویز شده اند آخ.

من گفتم : منو چرا گفتی بیام . من که جون دعوا ندارم .ناراحت من آدم ادبی هستم شاعرم . نویسندم . چاغو کش نیستم که .

داوود : میدونم اما تو صدای خوبی داری .مژه کلمات زیادی هم بلدی . از این دایرت المعارفت استفاده کن و چند تا جمله آغشته به فحش و ناسزا نثارشون کن .

من : نمیتونم .خنثی

داوود : فکر کن جای شخصیت یکی از داستانات هستی چی بود اون یارو آدم کشه تو داستانت .؟ آها فکر کن جای محمود کاردی هستی .

ما هم رفتیم جای محمود کاردی . از دور چنان نعره ای زدیم که کوه به لرزه رد آمد و بعد نزدیک هفت هشت جمله پر از الفاظ رکیک با چاشنی خشم و دیوانگی نثار ارازل محترم کردیم هیپنوتیزم. داوود رفت طرف ارازل محترم و با آنها روبوسی کرد و گفت : این بیچاره ( رو به من اشاره کرد ) یه خورده کم داره . تازه از تیمارستان اومده بیرون . شما بزرگی کنین کوتاه بیاین .دروغگو

پی نوشت : موتور از نوع هوندا چیز خوبی است چون میتوان بر ترک ان نشست و فرار کرد. نیشخند

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نونو

خیلی با حال بود [نیشخند] پ.ن: اراذل درست است و چاقوکش درست است و ... پسرم یه کم دیکته ات رو تقویت کن [ابرو]

مریم-آبای

آدم با آفتابه آب بخوره ولی خفت نخوره[تعجب]خفن ضلیت کردا در ضمن جناب نویسنده تو همین پستت چندتا غلط املایی بزرگ داشتی!!چاغو نه وچاقو ارازل نه واراذل!! یاد گرفتی مامانی؟؟

آیلین

تو یه نویسنده طنز پرداز بی نظیری هومن. جدی بگیر کاراتو ...جایزه ت دو تا پیتزا قارچ و گوشت. چطوره پسر ؟

آیلین

ماهبانو داره قصه میگه. بیا.

ویکا

[قهقهه] خیلی با حال بود..... از دست این داوود....[خنده]

پدرام

چاقو رو با ق می نویسن با سواد !!!!!!!