به فرموده : انجمن میرویم

رئیس محترم انجمن فرموده اند که چیزی برای وبلاگ انجمن بنویسیم . مثلا چطور با انجمن آشنا شدید اما از آنجا که ماجرای ورود ما پر از اسراریست که ناگفته مانده ، در این وبلاگ اول آن را مینویسیم تا خوانندگان محترم اول تر آن را بخوانند و فاش ساختن اسرار هم تاوانش بر عهده خودمان و احیانا دیگران                                                   ( آن یار کزو یافت سر دار بلند     جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد ) .

یک بعد از ظهر پاییزی بود که حضرت یار (سابق )  تلگرام فرمودند که بسی رنجیده خاطر گشته اند و اعصاب مبارک به هزاران فکر آلوده و خیال باطل منقش گشته و عیش ایشان در نوشتن با نقد ناجوانمردانه منقص ( تشدید دار بخوانید ). بنده که شعر گرانبها را نخوانده ،  آن را به بهای ورق زر نهاده و دو پا داشته هزاران بال و پا در آورده به پیشگاه مبارک شتافتم و سر بر آستان نهادم که : ای گرانمایه . تو را چه میشود . ایشان در جواب پشت چشمی نازک فرموده و گفتند : ای دوست . اگر تو را دعوی ادبیات و سودای شعر و وصال دوست در سر است باید که تیغ از نیام زبان بر کشی و بد خواهان را همی به نقد گیری تا درس عبرتی باشد و باشد که آگاهان پند گیرند و نا اهلان به دامان نادانی باز گردند . تا شعر خویش بر من خواند دانستم که نا اهلان زیاد هم نا اهلی ننموده بودند که نوشته ای بس فرومایه و بی وزن بود . اما زبان در کام نگه داشته و رساله ای نا نوشته در مدح و صنای وی خواندم و نقادان را نا اهل و فرومایه خواندم . افسوس که دوران جوانی بود  و هوای عشق در سر . به پیشگاه مجلس نقادان شتافتم هرچند که می دانستم که به لعاب عنکبوت ستاره سهیل نتوان گرفت و بر خانه پوشالی خشت نتوان نهاد . اما از بخت خوب به سرای اهل ادب افتاده و خود نیز به جرگه اهل دل پیوستم ( روزی نگر که طوطی جانم بر لبت      از بهر پسته آمد و بر شکر اوفتاد ) قلب.

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

متن زیبایی بود هومن عزیز

ساجی

یاران خود اندر این سرای سپنج اینترنت را به یاد روزگارانی آوردی که اندر مکتب ابواب کلیله و دمنه میگذراندند. اکنون دامن از کف بداده و به سراغ کتب این ایام میرویم. و دعایش به جان شما. و در جای ماندنمان در دروس خودمان نیز بر گردن نصرا.. منشی. والسلام. [چشمک][لبخند]

مریم-آبای

بسی با خواندن متونتان به یاد خاطرات اعتمادالسلطنه کفتادم!!

نازی خانوم

شبیه متن سمک عیار بود بسی هومن خدا پدر حضرت یار سابقات را پس بیامرز

سجاد

سلام...عيد بزرگ غدير را خدمت شما تبريك و تهنيت عرض مي كنم امام صادق(ع) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است.«وسائل الشيعه، 5: 224، ح 1.» [گل][گل][گل][گل][گل][گل] از مطالب زيباتون لذت بردم افرين بر شما [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ویکا

هی وای من ........چه متنی بود.....[شیطان][چشمک]

صحرا (بلا خانمی)

سلام مرسی که اومدی. درسته که گفتم پست نمیذارم. اما جواباتونو حتما میدم.لینکت میکنم آقا هومن. البته اشکالی که نداره؟[لبخند]

شیرین صفری

این از اثرات بیهقی خونی انجمن هااااااااااااااااااا[لبخند]