به فرموده : مرده باد قزافی

دیروز صبح من و داوود رفتیم آرایشگاه . یک بابای آنجا نشسته بود که سرهنگ صدایش میکردندعینکداشت روزنامه جام جم میخواند که درش نوشته بود : فلانی گفته نباید در لیبی دخالت کرد . سرهنگ رو به من میکند و ادامه میدهد : لیبی کلی جمعیت دارد خیلی خطرناک استخیال باطل . داوود جواب داد : جمعیت خیلی مهم است باید زیاد بشود . سرهنگ که تازه یارش را پیدا کرده میگوید : درست است باید هر نفر 5 تا پسر داشته باشد . من مانده ام اگر 4 تا دختر شد چه کار کند بنده خدا . از کجا جهیزیه بیاورد کمرش میشکند . در کل کمر مملکت زیر بار جهیزیه میشکند و دیگر نیاز به تهدید خارجی نیست . داوود میگوید اصلا باید جیره ویاگر... بدهند به مردم خوشمزه. سرهنگ با دهان باز به داوود نگاه میکند . داوود : تازه آن بابایی که در طول جنگ گفته بود مردم بزایید تا جمعت ما زیاد شود تا سپاه اسلام میلیونی باشد ،  تا مردم بزایند جنگ تمام شد  بد که نشد . الان میلیونی هستیم خنثی. سرهنگ میگوید من 3 تا دختر دارم  یکی پسر اما پسرم همه اش پای کامپیوتر است و میرود فیس بوووک اصلا رگ و ریشه حالیش نیست . رو میکند به داوود : شما خیلی حالیت است . من خنده ام میگیرد . داوود شروع میکند : ما ( به من اشاره میکند ) قرار بود برویم لیبی . تازه دوره هم دیده ایم و....

 

جای پسرخاله داوود خالی که اگر او بود حتما میگفت ما اصلا خود قزافی هستیم  گاوچران

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عابیو

هومن جان سال نو مبارک ، همیشه شاد و سلامت باشی در کنار خانواده ، دلم برای پیشی (گارفیلد سابق) تنگ شده ، ای دل غافل[ناراحت]

نیما

جالب بود

مرد یواشکی من

دل خوش سیری چند؟

شیوا

سال نو مبارک .. همیشه سلامت و موفق باشید

گلبرگ مغرور

شعر نمی دونم از کیه اما آهنگشو محسن یاحقی خونده . دوست داشتی برات می فرستم. [لبخند]

عطیه

بازم خوبه که دوره دیدین... [چشمک]

jirjirak-khanum

سلام. با این کاراتون معلومه قزافی هستین[مغرور]اون بابا کم داشته که نفهمیده.

نازی خانوم

[خنده][قهقهه][قهقهه][خنده] دیگه واجب شد که این داوودو از نزدیک زیارت کنیم