به فرموده : تا آستارا میرویم

به فرموده از پنج شنبه در آسیتارا بودیم لبخند. باران بسیار بسی بارید و ما را موش آب کشیده کرد منتظر. داوود چند عدد جوراب ضخیم و مقدار متنابعی ( برای مصرف چند سال ) underwear خرید. پسر خاله داوود یه دوربین دوچشمی خریدخنثی . فروشنده گفت : (با لحجه شیرین بخوانید ) : وقتی میرین شکار، مرغابی رو که زدین با این نیگاه کنین ببینین کجا افتاده . پسر خاله داوود گفت : اگه آدم زدیم هم ببینیم کجا فرار میکنه . حالا ما که میدانیم با این دوربین میخواهد چی شکار کند . در واقع ویتامین چشمش را زیاد کند از سیاحت بانوین خانه های مجاور خانشان ابرو . داوود هم غر میزد که                   I 'm gana tack a shit سبز . خب ما هم برای قضای حاجت به محل مورد نظر رفته . پسر خاله داوود سیگار دستش بود که نگهبان یا همان پول زور بگیر یا همان نظافت چی فرمودند : ( باز هم با لحجه شیرین بخوانید ) : با سیگار نری تو ها . پسر خاله داوود : چرا مگه پمپ بنزینه ؟ . نظافت چی : آره از  اونجا هم خطرناکتره . هفته پیش یه نفر سیگار روشن کرد کل دسشویی ترکید . مردمو از لای گه در آوردیم به خدا .اوه

 

پی نوشت : بنده جوراب پشمی خریدم . همین ناراحت

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

این پرچم گذارتون درست کار نمی کنه ها! :)

مهشید

سلام واقعا از خوندنت لذت می برم ...! طنزت زیباست .... 5شنبه ای تو انجمن حواسم بهت بود ... قرمز شده بودی و یوسفی و نگا می کردی ... [نیشخند] ممنون که جلسه قبل از حسین پناهی دفاع کردی ... این روزها "پاییز سال بعد " رستاک و می گوشم ... شما هم بگوشید ... شاهکاره در پناه خدا

مریم-آبای

سلام هومن مامان خوبی؟چ خبر؟چیکا میکنی؟پیدا میدا نیسی[عصبانی] بدو بی آپم

مریم-آبای

سلام هومن زنده ای؟ اگه زنده ای خبر سلامتی خودتو ب ما برسون

الف.جمشیدی

چند تا از کاراتون رو خوندم.جالب بود.قلمتون رو زمین نگذارید. از همه جالب تر اکواریوم ماهی های قرمزتون بود. بازم میام

ساجی

ببین!! جوراب پشمیه الان که هوا خیلی سرده حسابی ب دردت خورد [تایید]

آیلین

هر چی بیشتر پست هات رو میخونم ؛ بیشتر به این یقین میرسم که تو یه طنز نویس بسیار مسلطی . جدی بگیر نوشته هات رو .