پنجشنبه یکی از رفقای داوود که از خودش خبیث تر است پیشمان بود داشت مطابق معمول  خالی میبست که : من 18 لیوان عرق  سگی خوردم و عین خیالم نبود .تعجب            من : مرد حسابی آدم اگه 8 لیوان آب معدنی هم بخوره بالا میاره . داوود ادامه میدهد : البته آدم نه این ساکت. خلاصه این آقای غیر آدم در ادامه خالی بندی هایخودش موضوع را کشاند به بحث مورد علاقه من و داوود یعنی ماهیگیری . که : ما رفتیم یک استخری که پرورش ماهی بود و پر از ماهی فیتیفاک و آمور یک متری و 2 متری و ما هم خیلی گرفتیم . در کل من و داوود را هم خر کرد و فردا صبحش لانس ها را برداشتیم و رفتیم به جایی مورد نظر . البته بعد 5 ساعت انتظار کشیدن و تمام کردن یک پاکت سیگار کنت 4 هزار تومانی توسط داوود یک عدد بچه کپور لجنی گرفتیم کلافه. موقع آمدن از درب خروجی هم صاحب استخر به طرفمان آمد و گفت قابل ندارد : میشود 3 هزار تومان . داوود هم ماهی را به صاحب استخر پرورش ماهی با احترام تقدیم کردو گفت که اصلا ما نمیدانیم این ماهی چیست و در عمرمان ماهی نخوردیم و نمیخوریم .