تا قبل از این که مرحوم کاشف السلطنه چای را به ایران بیاورد یا شایدم قبل از این که این اینگلیسیها با آن کمپانی هند شرقی معروفشان ( یا ملعونشان ) در هندوستان دست به تجارت چای هم بزنند ، در ایران هم قهوه از مدت ها پیش یعنی حدودا از دوره صفویه نوشیدنی رسمی ایران بود . اما از قرن نوزدهم به بعد جای خود را به چای دارد . هرچند که هنوز هم به جاهایی که مردم در ان اغلب چای می نوشند قهوه خانه گفته می شود .

 

قربانت عمو جعفر

 ََ

یک روز بعد از ظهر دوستم علیرضا مطابق معمول پیشم آمد و با هم رفتیم  کافه عمو جعفر تا چای بخوریم و قلیانی بکشیم . من چون شب پیش فیلم قهوه و سیگار جیم جارموش را دیده بودم رو کردم به علیرضا و گفتم : آخه تا کی بریم عمو جعفر و هی چایی کم رنگ بخوریم و هی روی تختای سفت چوبی بشینیم و به پشتی های سفت و گاها پاره تکیه بدیم و گربه ها از زیر پامون رد شن و فرت و فرت زغال قلیون رو عوض کنیم و آخ هم از خیر چاق شدنش بگذریم و .... . علیرضا حرفم را برید و گفت : خب چی کار کنیم ؟ من : چی کار کنیم نداره الن میریم یه کافی شاپ با کلاس و دو فنجان قهوه ترک نوش جان می کنیم . خلاصه بعد کلی پرسه زدن در جاهای با کلاس شهر یک عدد کافی شاپ پیدا کردیم . مسوول کافی شاپ با دیدن ما اولین چیزی که پرسد این بود که : مهمون دارین ؟ ما به هم نگاهی کردیم و گفتیم نه . از لیست منوی کافی شاپ اولین را انتخاب کردیم ( چون مسلاما اولین در منو ارزان ترین هم هست لابد ) . پیشخدمت با دو فجان قهوه برگشت . قهوه که چه عرض کنم انگار قیر را در فنجان ریخته باشی و یک تکه کیک هم آورد که شبیه ابر بود ( از آن ابر های که در حمام و آشپز خانه است ) من که نخوردم اما علیرضا از انجا که در عمرش بی دلیل پول نداده بود همه را خورد . درد ناکترین قسمت متجرا اینجا بود که منه بخت برگشته با این که انموقع ها سر کار هم نمی رفتم ( حدود سالهای 84.45) 5 هزار و پانصد تومان پرداختم . علیرضا هم تا یک هفته لیست غذا هایی که با 5 هزار تومان میشد خورد و تعداد سیگارهایی که با 5 هزار تومان می شد خرید و کشید را در گوشم می خواند . از آن به بعد تا به امروز ما به عمو جعفر رفتن ادامه دادیم و خیلی هم بیش از پیش دوستش داشتیم که چایی را لیوانی 100 تومن می گیرد . قربانت عمو جعفر

 

لطف کنین 2 تا کافی شاپ بیارین

 

شب زنده دار ها و نویسنده ها و روشنفکر ها و سیگاری ها و سیاسیون و ... توجه و ارادت خاصی به قهوه دارند و از آنجا که اینجانب همه موارد بالا را در خود گاهی میدیدم به قهوه علاقه زیادی داشته و دارم

به شخصه 1 بار قهوه فرانسوی گیرم آمد و خوردم و به مذاقم خیلی خوش آمد اما اینجا ایران است و باید با قهوه ترک ساخت. خیلی دوست داشتم با صادق هدایت و بزرگ علوی هم دوران بودم با همدیگر می نشستیم و در کافه ناردی یه فنجان قهوه می خوردیم .  تفاوت قهوه ها هم در میزان برشته کردن انهاست که 

بو دادن ملایم:(AMERICAN ROAST

.٧ الی ۱۱ دقیقه  بو دادن متوسط: (CITY ROAST

١١ الی ۱۳ دقیق۵  بو دادن تا حد تیره: FRENCH ROAST)

١٣ الی ١٧دقیقه: تیره ترین حالت: (ESPRESSO ROAST)

 در ایران از قدیم ارمنی ها استاد قهوه بودند و آنرا خیلی خوب درست میکردند مرغوب‌ترین قهوه که طعم و بویی منحصربه‌فرد دارد از بوته‌ای به نام Arabica به دست می‌آید که قدیمی‌ترین نوع قهوه‌است و در ارتفاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ متر بالاتر از سطح دریا رشد می‌کند.حدود ۷۵ ٪ از کل قهوه‌ای که در جهان کشت می‌شود Arabica است. قدیمی‌ترین نوع قهوه Arabica موکا و جاوه هستند که امروزه نامی شناخته‌شده محسوب می‌شوند. نوع دیگری از قهوه Robusta نام دارد که در بلندی ۲۵۰۰ پایی رشد می‌کند و بیشتر از Arabica تحمل سرما را دارد. میزان کافئین Robusta دو برابر Arabica است، اگرچه بو و طعم آن در رده پایین‌تری قرار دارد و ارزان‌تر است. Robusta حدود ۲۵ ٪ از کشت قهوه جهان را تشکیل می‌دهد. نوع مرغوب آن هم برای تهیه اسپرسو به کار می‌رود . گفتم کافئین یاد آمد که بگویم این مادی همان چیزیست که باعث می شود بهعد از خورن قهوه احساس نشاط کنید یا شب خوابتان نبرد اگر دم غروب قهوه خوردید

 

اوه اوه ته فنجونتو ببین خواهر ...

 

از آنجا که تمای مطالب این وبلاگ بک جور هایی به عشق رابطه پیدا می کند قهوه البته باید بگویم اثر قهوه  در ته فنجان که به آن فال قهوه می گویند هم به عشق ربط دارد و می توان از روی فال قهوه به خیلی چیز ها پی برد در صورتی که کسی که برای شما فال را از کف فنجان می خواند خودش هم اهل دل باشد و قوه خیال پردازی و داستان سرای خوبی داشته باشد . ولی اگر جدیش نگیرید و در حد سرگرمی به ان نگاه کنید پیشنهاد می کنم یکبار آن را امتحان کنید . بدین ترتیب که بعد از خوردن قهوه  فنجان چینی را روی نلبکی برگردانید و بعد 2 تا سه دقیقه دوباره به کف آن نگاهی بیاندازید . تفاله های قهوه شکل خاصی به آن می دهند که هر تعبیری که دوست داشتید می توانید از آن بکنید . رابطه دیگر قهوه با عشق این است که با معشوق خود به یک کافی شاپ بروید و کاپوچینو سفارش دهید . پیشخدمت اگر باذوق و سلیقه باشد یا این که از قبل با شما هماهنگ باشد روی کاپوچینو کاکائو را به شکل قلب می پاشد که در تحکیم روابط شما موثر است . واگر هم دیر کرد فریاد بزنید :  بفرموده: پس این قهوه ما چی شد ؟