بنگر تا بنگريم
بنويس تا بنويسيم
يك ستاره از آسمان چكيد
وقتي كه عشق
در دالان زمان پوسيد
وبگو تا عاشقانه
با هم بگوييم
راز نفرت پرنده ها جز در ذات يك حادثه
آفتابي نمي شد
و به ياد اميدي باشيم
كه زير برگهاي خشك روزگار
دير زماني
سر نهادو
مرد