اتتظار

 

پشت در

 پريوشی خوابيده

پشت در زير برف

بر بالشی از پرهای قويی سپيد

پريوشی خوابيده

تو را در خواب ، انتظار می کشد

 

در بگشا

      در بگشا

            (او می ترسد...!)

 

پشت در را نمی دانی، من می دانم

پشت در انعکاسی از وجود توست

در بگشا ، رختی نو بدوز

پريوشی بر بالشی از پرهای قويی سپيد

خوابيده، در اتتظار خوابيده

 

در بگشا

      در بگشا

            ( او می ترسد...! )

 

در بگشا ، پشت در شايد

تنديسی از غرور من

شبه ی از اهريمن تو

بيدار می ماند

              تا ابد ...!