داوود رفته یک پروژه گرفته در حد برج میلاد .عینک یا ورزشگاه آزادی .

میگم : چه طور مزایده رو برنده شدی .

میگه : با یارو نشستین عرخ خوردیمخوشمزه . یارو گفت خیلی با مرامی . ازت خوشم اومده . پروژه مال تو .

رفتیم و از نزدیک پروژه را دیدیم . کار ما که چه عرض کنیم . کار کل دانشگاهی که ما درش درس خواندیم هم نیست و سوادش را نداریم . رفتیم و چند نفر را پیدا کردیم که حداقل نخشه خانی بلد باشند نقشه ها را بخوانند ببینند اوضاع از چه قرار است . اگر پول دار شدیم شام مهمان ما . و اگر زندان رفتیم کمپوت آنانناس یادتان نرود از خود راضی