حالا که این فییییییییس بووووک درش را قفل کرده اند آخو من و داوود تازه داشت خوشمان میامد و داشتیم اسرار خودمان را آنجا لو میدادیم اما نشد که نشد . ما هم تصمیم گرفتیم دوباره برگردیم به همین پرشین بلاگ قدیمی خودمان و این بار در کیسه اسرار مخفی را بیشتر باز کرده و افشاگری نماییم . البته یکی از دوستان "( پسر خاله داوود ) پیشنهاد فرمودند که از بار طنز ماجرا کاسته و اسرار جدی تری را لو بدهیم و این هم جواب ما : چششششششششششششششم . خب . باید بگوییم که شنیده ها حاکی از این است که انجمن مخفی در یکی از قهوه خانه های دوردست رشت تشکیل شده علیه ما و در آنجا یک سری پیرمرد های صابقا کمونیست نشسته اند و پشت سر ما فتوا میدهند و قلیان میکشند . از قرار معلوم داوود رفته بود رشت چند تا ماهی آکواریومی بخرد ) پنکوسی ) بعد با مغزه دار بحسش میشود میگوید : شما توده ای هستی مگر اینقدر ارزان میفروشی . از قضا طرف از آن توده ای های قدیمی بوده و باقی ماجرا ....ناراحت ما هم منتظریم تا داوود را ترور کنند و از دستش خلاص شویم شیطان